الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

1

تفسير مجمع البيان (فارسى)

جلد اول علم تفسير قرآن لغت تفسير موضوع و فائدهء آن چرا بتفسير نيازمنديم اختلاف سليقهء مفسران اقسام تفسير نويسندگان تفسير تا قرن 14 كلمهء تفسير ، از ماده و ريشه « فسر » به معناى كشف و روشن نمودن است . بعضى آن را از اصل « سفر » كه آن نيز عبارت از كشف و ظهور است چنان كه گويند « أسفر الصبح » يعنى صبح ظاهر شد ، گرفته‌اند . كلمه تأويل كلمه تأويل به معناى بازگرداندن و از اصل « اوْل » ( بازگشتن ) جدا شده است قاموس « 1 » محيط : تأويل كلام همان تفسير و بيان آن مىباشد ، بنا بر اين تأويل با كلمه تفسير در معنى فرق ندارد . قاموس و مجمع البحرين تفسير را بيان مطلب مشكل و پرده برداشتن از آن و تأويل را برگرداندن يكى از دو معنا به ديگرى ميداند . اما در اصطلاح دانشمندان كلمه تفسير در دو مورد به كار رفته است : 1 - در فن بديع كه متكلم سخنى ميگويد و كلامى ميآورد كه بتنهايى و مستقلًّا معناى مورد نظر از آن فهميده نميشود و نيازمند بجمله و كلام ديگرى است كه آن را روشن كند و تفسير نمايد و اين نوع تفسير خود يكى از محسنات معنوى است و در فن بديع از آن بحث شده است و مربوط بفن ماست .

--> ( 1 ) كتاب لغت معروف .